رفتن به بالا
  • دوشنبه - 23 می 2022 - 22:33
  • کد خبر : ۱۸۱۰
  • چاپ خبر : مرگ تدریجی یک رویا/سیدجلال حسینی
مقاله وارده/یادبود ٢خرداد

مرگ تدریجی یک رویا/سیدجلال حسینی

” مرگ تدریجی یک رویا “. دیروز دوم خرداد بود . اما گویی این روزها ؛ تقویم ها تنها کاغذ پاره اند برای سربریدن و پرپر کردن لحظه ها و روزها و یا سرگرم کردن خلق الله به ایام تعطیل. انگار نه انگار روزی روزگاری در این کشور خرداد ها پر از حادثه بود . […]

” مرگ تدریجی یک رویا “.

دیروز دوم خرداد بود . اما گویی این روزها ؛ تقویم ها تنها کاغذ پاره اند برای سربریدن و پرپر کردن لحظه ها و روزها و یا سرگرم کردن خلق الله به ایام تعطیل. انگار نه انگار روزی روزگاری در این کشور خرداد ها پر از حادثه بود .
روزی مثل ” دوم خرداد ۷۶ ” که برای خودش مبدایی بود در تاریخ و فرهنگ و سیاست این سرزمین.
همان روزهای نیلوفری؛ روزهایی که به ” یاس امید” داشتیم. چه اشکها و لبخندها که نذر”سید باران” نکردیم. او که حرفهای تازه میزد از حرمت انسان ؛ از اسلام رحمانی؛ از حق حیات مخالف؛ از فردایی بهتر برای ایران ؛ از آزادی و از پاسخگویی حکومت و حق انتقاد.
برای همین حرفها کسانی با راه انداختن کارناوال عصر عاشورا برگی سیاه بر سیاست این مُلک افزودند؛
جنبش دانشجویی چه هزینه ها که نداد؛ قتلهای زنجیره ای اتفاق افتاد؛ روزنامه هایی که هنوز جان نگرفته بود ” فله ای توقیف ” شد . صبح و نشاط و توس و جامعه و خرداد جوانمرگ شدند .
گلوله بود که در شقیقه می نشست.
بحران پشت بحران.
اما در همان سالها این کشور مظهر گفتگوی بین ملتها بود و چون نگینی در جام جهان بین میدرخشید. همان روزها مشعل پارس جنوبی روشن شد؛ تورم تک رقمی و رشد اقتصادی مثبت شد . ارقامی که نه قبل و نه بعد از آن تکرار نشد حتی در دوران معجزه هزاره .
از غم نان شب که فارغ شدیم تازه قانون و هنر و تئاتر و کتاب و اجتماع برایمان معنا پیدا کرد.
اینها ” میراث دوم خرداد” بود .
اکنون پس از ۲۳ سال؛ از آن عمارت جز خرابه ای به یادگار نمانده است. گویی سیلی بنیان کن همه داشته هایمان را با خود برده است. عریان مانده ایم با حسرتی عمیق از سرمایه ای که ” بر باد داده ایم”. سرمایه ای که میتوانست انقلابی را بیمه کند و به راستی فردایی بهتر باشد برای ایران اسلامی. حالا دیگر کسی یادش نمی آید دوم خرداد چه روزی ست. کسی به یاد ندارد فرزندان فاتحان سوم خرداد ؛ آفرینندگان دوم خرداد شدند. کسی ایمان و باور ندارد میشود ” تکرار” کرد. کجا رفت آن همه شور ؛ آن همه شوق؛ آن همه امید؟
دوم خرداد با روح جوان و دانشجو و دختران و پسران ایران چه کرده بود که ساعتها در صف ماندند تا ” اثر انگشت شان” را در تاریخ این کشور ماندگار کنند. هر چه بود ” گذشت”. و همه حسرت اینست که دوم خرداد را باید در خاطرات گذشته و در لابلای روزنامه ها و دنیای مجازی بجوییم. گویی روح از بدن اجتماع جدا شده و جسمی سرد بر دستان ما مانده است.
باور کنیم رویاها میمیرند
والسلام سید جلال حسینی ۲خرداد۹۹

اخبار مرتبط